منو

25
سه شنبه, جون

دهکده مینیاتوری ایران تحقق یک رویا

اقتصاد

از زمانی که در سازمان میراث فرهنگی مشغول به کار شدم همیشه یک ایده آل در سرم داشتم بر پایی یک مکان فرهنگی که بتواند نماد کوچکی باشد از ایران ...(ایران سرزمینی با اقلیم های گوناگون و جغرافیای متنوع ،که هر کدام از آنها هنر و صنایع دستی متنوع و مختص خود را دارد علاوه برتنوع در موسیقی رقص وآیین ،تنوع در پوشاک ،تنوع در خوراک و غذا وگیاهان دارویی..)

 

برای تحقق هر ایده آل فرهنگی نخستین گام اختصاص یک مکان ویژه است ؛مکان یک ماده خام است که می توان در آن به بازنمایی کوچک سرزمین ایران و میراث فرهنگی اش در مقیاس مینیاتوری پرداخت این فشردگی علاوه بر آنکه این امکان را فراهم می کند تا بتوان در فضایی کوچکتر با نمونه های مثالی از بازنمایی این اقلیم ها با تفاوت و تنوع فرهنگی شان مواجه شد، حال چه در بازنمایی معماری آن اقلیم ها در فضایی محدود و تقریبا یکسان از نظر مساحت به شکل غرفه گونه ،که با الهام از معماری ها و فضا سای آن مناطق طراحی شده اند ،چه با فروش و ارائه صنایع دستی وهنرهای سنتی آن مناطق و فروش خوراک ها (مثل غذاهای گرم وانواع آش ها و پخت و فروش انواع نان ها و شیرینی های بومی ومحلی انواع داروهای سنتی و گیاهی وادویه هایی که منحصر همان منطقه اند )و مهم تر اجرای موسیقی های نواحی و مقامی ویژه آن مناطق در کنار برگزاری رقص آیینی و آیین های نمایشی نمونه ای شماتیک از آن شهر ، استان یا منطقه باشد.

این دهکده مینیاتوری انعکاس وبازنمایی آرمان شهری از سرزمین ایران با تنوع جغرافیایی و فرهنگی اش است .ایجاد و برپایی این مکان آرمان شهرگونه و اتوپیایی که می تواند هم همیشگی و هم فصلی باشد ،امکان آشنایی گردشگران و بازدیدکنندگان را با شهرها و روستاها و جغرافیا ی متنوع ایران ومحصولات فرهنگی وهنری آن فراهم می کند ،از گردشگرخارجی گرفته تا اقشار مختلف مردم ساکن شهرهای ایران .

من دو بارامکان شرکت در چنین فضایی را داشتم نخستین باردرنمایشگاهی عظیم در دوبی در مکان وسیعی که در نزدیکی شهر دوبی بر پا شده بود نمایشگاهی عظیم و جهانی که اکثر کشورهای دنیا به ویژه کشورهای آفریقایی و آسیایی با محصولات فرهنگی و به ویژه صنایع دستی درغرفه هایی که بر اساس معماری منطقه و جغرافیایشان شکل گرفته بود به همراه موسیقی و رقص و یا آواز بومی هر کشور که به طور متناوب در فضایی در جلوی غرفه و یا اطراف آن اجرا می شد. ضمن آنکه در کل فضای آنجا حالتی جشنواره و شادمان از انواع کارنوال ها و آتش بازی ها و سرگرمی های دیگر بر پا بود. ما هم از طرف کشور ایران شرکت داشتیم غرفه ایران با معماری اسلامی ایرانی با بعضی رشته های صنایع دستی چند منطقه از ایران (اینجا باید تأکید کرد که صنایع دستی ایران و حتی موسیقی و جغرافیا و اقلیم های آن چنان گوناگون و متفاوتند که عملا ًیک غرفه هر چند بزرگ نمی توانست پاسخگوی چنین تنوعی باشد البته این مورد شامل برخی دیگر از کشورها دیگر نیز می شد.این فضای ساخته شده چنان جذابیت شگفت انگیز و شادی آوری داشت که گویی به یک جهانگردی در مقیاسی کوچک دست زده ای.

مورد دوم رویدادی به نام هفته میراث فرهنگی در سال هزار و سیصد و نود بود که طی چهار هفته درجشنواره بسیار عظیمی در در تهران در سه مکان کاخ گلستان ،کاخ سعد آباد وارگ آزادی برگزار شد و در هر هفته و در هر کدام از مکان های نامبرده به تناوب سه استان از کشور حضور داشتند ،من خودم در مقام داور بخش آیین و موسیقی در تمام این رویداد ها حضور داشتم و لذت آشنایی و پرسه در فضایی که مشحون است از عطر و بوی اقلیم ها،گویش ها ،لباس ها ،نان و آش و خوراک و نوای موسیقی نواحی ،سیاه چادرهای عشایر گلیم ها جاجیم ها را تجربه کردم.

چنین فضایی طبعا نمی تواند ادعای باز نمایی دقیق فضاها ی منطقه ای را داشته باشد اما دستکم اتمسفر و حال و هوایی کارناوال گونه فراهم می کند که مفرح و شاد و متنوع است وقادر است لذت بودن در چنین فضایی را شدت بخشد. چون گردشگر ضمن پرسه ای که در این چنین مکانی برای خرید و تفریح می زند خود را در مواجهه با فرهنگ های گوناگونی      می بیند که به راحتی تنها با چند دقیقه قدم زدن از معماری به معماری دیگر از موسیقی به موسیقی دیگر و از محصولات هنری ودست آفریده هایی به دست آفریده هایی دیگر و کلا ازفرهنگی به فرهنگی دیگر سفر می کند و این لذت یک سیر و سفر فشرده را فراهم می کند.( هنر سیر و سفر)

اکنون حیات و زندگی ما به گونه ایست که اجزایی که فرهنگ را تشکیل میدادند و در فاصله های بعید از یکدیگر قرار     گرفته اند، در این زمینه نو رشته هایی نزدیک و در هم تنیده شده می شوند،این در هم تنیدگی ست که موجب می شود ضمن تاثیرگذاری بر یکدیگر کلیتی به وجود آورند که در آن بسیاری تأثیرات نه فقط از خود پدیده های فرهنگی که پیش رویمان است بلکه از تقابل فرهنگ ها با یکدیگر و روابط بینامتنی حاصل می شود ....فرهنگ هایی که نه تنها خود را می نمایانند بلکه با فرهنگ های دیگر وارد مکالمه می شوند که حاصل گفتمان و فضایی می شود که افق های گسترده تری از شناخت را در مقایسه با مواجهه با یک فرهنگ در پیش رو می گستراند افقی چند آوایی و چند صدایی ...(فضای کارنوالی بختینی)

جا دادن تنوع جغرافیایی عجیب و پیچیده و فرهنگ هنرسرزمینی با آن تنوع جغرافیایی عجیب و پیچیده و گاهی متضاد(شمال جنوب .....) در یک مکان و فشرده قطعا ظرافت طبع و بینش هنری همراه با یک دیدگاه فضا شناسی و شهر سازی درست عمیق لازم دارد.(بوطیقای فضا)

طبق نظر باختین هیچ گفتاری خنثی نیست بلکه دارای جهت است و در این مورد فرهنگ ها هم جهت ارتباطی خود را روشن می سازند یعنی در این مکان تنها دیگر خود را نمی یابند بلکه در ارتباط با سایر فرهنگ ها ودر مکالمه ی با آنها بافتی نو و دیگرگونه می یابند در فضایی دلفریب و شاد و بازار مکاره ای و سیرک گونه و کارناوالی

در چنین فضایی تعصبات قومی ،خودبرتربینی به نفع وجود داشتن و تحمل دیگری تلطیف میشود همه می توانند تنها در یک مکان محدود که به تساوی به همه اختصاص داده شده برای به نمایش دادن آنجه در چنته دارند مانور بدهند و این علاوه بر آنکه حس سلطه طلبی را از بین میبرد بلکه گونه ای فضای کمون مانند به وجود می آورد همچون قبایلی در کنار هم ...

این دهکده در مقام و به مثابه یک متن نه از یک کلیت یکپارچه و یکدست که از بافتی کلاژگونه تشکیل شده است ،بافتی که خاصیتی چندآوایی به آن می بخشد ،آواهایی که هر کدام در ارتباطی بینامتنی چیزی از خود به دیگری می دهند و چیزی از دیگری را درخود می آورند که موجب می شود جلوه ای متفاوت بیابند و و این گفتمان نوینی را در زمینه ی فرهنگی شکل می دهد.گفتمانی که از گفتارهایی به وجود می آید که اینک در ارتباطی متفاوت و نزدیک و در زمینه و کانتکسی نو در مواجهه با سایر گفتارها ،در مکالمه ی با آنها و در بافتی نو شک می گیرند. رابطه ای که همواره زنده است و می تواند همچون هر متن زنده ای تغییر کند و تحول یابد و بدین طریق آن جزمیت تک آوایانه ی تاریخی، سنتی و جغرافیایی اش را انکار کند.

دکتر طلایه رویایی

عضو هیأت علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی ،صنایع دستی و گردشگری