منو

28
چهارشنبه, سپتامبر

 ای که دستت می رسد کاری بکن
 پیش از آن کز تو نیاید هیچ کار
 شکر نعمت را نِکویی کن که حق
 دوست دارد بندگان حق گذار
 نام نیکو گر بماند زآدمی
 بِه کزو ماند سرای زرنگار
                              "سعدی"
                                              
 در بیست و چهارمین روز از ماه شهریور ۱۴۰۱، اینجانب توفیق یافتم در جمع هیات امنا و کادر پزشکی مرکز درمانی تخصصی بیماری های خاص گلپایگان که به منظور تکریم و قدرشناسی از تلاش پزشکان، پرستاران و پرسنل اداری آن مجموعه در پارک جنگلی گلپایگان برپا شده بود، حضور یابم و در تجلیل از آنان سهیم باشم.
اگرچه اول شهریور ماه سالروز تولد حکیم ابوعلی سینا به نام " روز پزشک " نامگذاری گردیده؛ اما به دلایلی این برنامه با تاخیر ۲۴ روزه برگزار گردید.

 مرکز درمانی تخصصی بیماری های خاص گلپایگان را باید به مثابه نهادی مدنی قلمداد کرد که ریشه در سنت نیکوکاری ایرانیان داشته و به همت آقای دکتر مرتضی جابری و همیاری آقایان مصطفی نوری و حاج محمد عباسی و جمعی از خیران بر پایه جلب مشارکت شهروندان موجب کشف و خلق فرصت های نو برای شکوفایی استعدادهای علمی و پاسخگویی به نیازهای روزافزون همشهریان در تامین سلامت شده است.
نهادهایی که از طریق بازآفرینی سنت های حسنه نذر، وقف و انفاق، همه ظرفیت های نهفته در آیین فرهنگ و جامعه را به کار می گیرند و بنیاد تکوین خویش را بر مشارکت عموم مردم برای حل عادلانه مشکلات خودشان نهاده اند، مهم ترین گام را در جهت تحقق توسعه پایدار برمی دارند.  از یاد نبریم که پیشرفت برخی از موسسات و مراکز بزرگ علمی و درمانی جهان نظیر دانشگاه ها و بیمارستان های بزرگ، مرهون نهادهای خیریه بوده و هست. از این رو در سیاست گذاری های سلامت باید جایگاهی ویژه برای سرمایه گذاری های جامعه محور پیدا کرد.
این موضوع از آن رو حائز اهمیت است که در جهان امروز، جوامع  بیشتر دستخوش تغییر می شوند و بیماری های حاد؛ اعم از نوپدید و مزمن پابه پای سلامت پیش می آیند. بدیهی است در این شرایط باید بیشتر به نقش و سهم بخش نیکوکارانه و فرصت های برآمده از آن توجه کرد.  توسعه درمان گرایی نیکوکارانه، به معنای فعلیت بخشیدن به قدرت اجتماع و حمایت از ظرفیت ها و استعدادهای ملی و پاسخگویی به نیازهای روز افزون مردم، فراتر از ساختمان های مجهز و مستقر است
درمان گرایی نیکوکارانه می تواند در صورتی که متکی بر «جامعه قوی» باشد، زمینه و عرصه ای برای تقویت اجتماع ایرانی به شمار آید.  در این محفل اُنس، صرف نظر از تجدید میثاق با این چهره های خدوم و برخی از دوستان سابق، نکته ای که توجه اینجانب را به خود جلب کرد، پیوند مبارکی بود که بین دو ساحَت پزشکی و فرهنگ خودنمایی می کرد.
حضور پیشکسوتان آموزش و پرورش نظیر آقایان حاج مهدی صحت، حاج حسین فرجی و حاج عباس خرمی و نیز با عنایت به این که آقای دکتر جابری به عنوان موسس و پزشک، دارای پیشینه آموزشی در دبیرستان های زادگاه مان بوده اند، نشانگر خاستگاه فرهنگی این مرکز درمانی است.
اذعان پزشکانی که لوح تقدیر خود را دریافت کردند به این که افتخار شاگردی این پیشگامان فرهنگی در دوره تحصیلی متوسطه را داشته اند، تاکیدی بر سرشت فرهنگی درمان گری آنان است.  از این رو می توان به راحتی نتیجه گرفت که بیمارستان ها و مراکز درمانی علاوه بر علاج امراض جسمانی، طبیب بیماری های روحی شهروندان نیز هستند و به صورت محسوس و نامحسوس از طریق ارتباط انسانی موثر با مراجعان خود مروج بهداشت روانی می باشند.
با عرض تبریک به مناسبت دستاوردهای این مرکز مردم نهاد در تاسیس بخش های قلب، چشم پزشکی، زنان، دیالیز، فیزیوتراپی و درمانگاه، از خداوند متعال توفیق روزافزون جناب آقای دکتر جابری و همکارانشان را در پیشبرد اهداف بلندشان در توسعه سلامت شهروندان مسئلت می نماییم.

یک کارگردان حاضر در بخش رادیو تئاتر چهلمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر معتقد است استفاده و حضور ترکیب بازیگران تئاتر، رادیو و تصویر در آثار رادیوتئاتر به تلفیقی بودن ذات و هویت این گونه نزدیک‌تر است و باعث می‌شود مخاطب هم تصویر آشنا ببیند و هم صدای آشنا بشنود.

وزیر ورزش و جوانان، محمود حیدری را به عنوان سرپرست فدراسیون سوارکاری معرفی کرد.
به گزارش پایگاه خبری وزارت ورزش و جوانان، با حکم سیدحمید سجادی، وزیر ورزش و جوانان، محمود حیدری به عنوان سرپرست فدراسیون سوارکاری معرفی شد. در حکم سجادی خطاب به محمود حیدری آمده است: انتظار می‌رود ضمن انجام امور جاری فدراسیون در اسرع وقت نسبت به برگزاری مجمع انتخابی رئیس فدراسیون اقدام کنید.
محمود حيدري در كارنامه خود سابقه سرپرستي فدراسیون سوارکاری و سرپرستي هيأت سواركاري استان تهران را دارد و از خانواده سواركاري مي باشد.

 
 
 
 
پدرش نظامی بود و در اوج جنگ درپایگاه هوایی امیدیه خدمت می کرد. وقتی 7 ساله بود اولین باربا مفهوم نمایش و تئاتر آشنا شد. عصر گرم تابستان و زمانی که از آژیر قرمز خبری نبود و دانش آموزان در پناهگاه نبودند،مدیرمدرسه ابتدایی، کلاس را به سالن نمایش خانه تئاترپایگاه هوایی امیدیه برد. تئاتری  با مضمون دفاع مقدس. آنقدر این نمایش برایش جذاب بود که در طول اجرای نمایش، در کنار صحنه با آن قد کوتاهش، ایستاده به تماشای این تئاترپرداخت. همین نمایش باعث شد تا به شدت به کار هنر علاقمند شود. 
جنگ به روزهای آخرش نزدیک می شد. در سال 67 در فردیس کرج زمانی که در مقطع راهنمایی تحصیل می کرد با کمک دبیر هنرمدرسه، اولین نمایش خود را بر روی صحنه برد و توانست درتئاتر دانش آموزی در شهرستان مورد تشویق قرار گیرد.
بوشهرو پایگاه ششم شکاری ایران مقصد بعدی محل خدمت پدر بود. مدرسه راهنمایی شهید دمیریان پایگاه ششم شکاری ایران، یک مرد تئاتری و هنرمند واقعی بنام علی غلامی داشت. چاپاریان می گوید: « تئاتربرایم به صورت حرفه ای از بوشهر و با مرحوم علی غلامی آغاز شد. حالا سال هاست که محمدرضاچاپاریان  در تئاتر کشور فعالیت می کند. در کارنامه هنری او آثارسینمایی و تلویزیونی هم به چشم می خورد. اما خودش می گوید، من فرزند تئاترهستم. 
از اواخرمرداد ماه در پردیس تئاتر شهرزاد نمایشنامه خوانی پیک نیک به نویسندگی ویلیام اینگ و ترجمه آراز باسغیان اجرا می شود. به همین بهانه با محمد رضا چاپاریان بازیگر کهنه کار تئاتر کشور به گفتگو نشستیم... 
 
هوای بوشهرعلاوه بر شرجی، بدجور بوی تئاترمی دهد 
متولد 29 اذر 1354هستم. در یک خانواده نظامی بدنیا آمده ام. پدرم بازنشسته نیروی هوایی است.از نوجوانی با نظم و کار تیمی آشنا شدم  و بدنبال آن علاقه من به بازیگری آغاز شد. اما می توانم بگویم تجربه حرفه ای و آموزش اصولی من از استان بوشهر شروع شد. در آنجا با مرحوم استادعلی غلامی آشنا شدم و الفبای تئاتر را ریشه ای نزد ایشان آموختم. به نظرم آن روزها، هوای بوشهر علاوه بر شرجی، بدجور بوی تئاترمی داد. در طول 5 سالی که در بوشهر ساکن بودیم، حدود 5 نمایش بازی و یک نمایش هم با راهنمایی های مرحوم علی غلامی کارگردانی کردم. از سال 76 در تهران و به صورت حرفه ای با حضور درکلاس های بهرام شاه محمدلو کار بازیگری را دنبال کردم. سپس محمد رحمانیان پایم را به تلویزیون باز کرد و توانستم در برخی از پروژه های تلویزیونی حضور پیدا کنم. این روند را تا سال 82 و به صورت مستمر انجام دادم. اما از سال 82 تا سال 93 تصمیم گرفتم فضای کاریم درعالم هنررا کمی تغییر بدهم؛  لذا بیشتر به کارهای عکاسی و تصویربرداری مشغول شدم و به کار عکاسی در سینما و تصویربرداری در فیلم های کوتاه پرداختم و سه فیلم کوتاه نیز تهیه کنندگی کردم. اما تئاتر برایم مفهوم دیگری داشت و مجدد از سال 96 به فضای تئاتر برگشتم. در این سال ها در بسیاری از پروژه های تئاتر هم به عنوان بازیگر و هم به عنوان کارگردان فعالیت کردم. در حال حاضر درحال آماده سازی یک نمایشنامه خوانی با نام " پیک نیک" هستم که قرار است از اواخرمرداد در پردیس تاتر شهرزاد به روی صحنه برود.
تئاتررا بدلیل نداشتن دکمه اصلاح دوست دارم
محمدرضا چاپاریان تجربه حضوردر تلویزیون، سینما و تئاتر را دارد. او درباره فعالیت دراین سه رسانه هنرهای نمایشی می گوید: تلویزیون را بخاطرارتباط با مخاطب زیاد و فراوانش، سینما را بخاطر تکنیکش و تئاتر را بدلیل نداشتن دکمه اصلاح و تدوین دوست دارم. برای یک بازیگر که خودش را مدام به چالش می کشد، بهتراست که درهرسه فضا کار کند و تکنیک های هرسه را یاد بگیرد و به عبارتی همیشه خودش را آماده شلیک بداند. به نظرم تئاتر کمی متفاوت تر است. این تفاوت به دلیل نوع اجرا درتئاتراست. قابلیت های بازیگر با تجربه با بازیگر بی تجربه در تئاتر کاملا نمود پیدا می کند.
 در سال های قبل به دیدن نمایش های طنزنمی رفتم و تصورغلطی درباره ژانر کمدی داشتم
محمدرضا چاپاریان در نمایش های طنز هم به ایفای نقش پرداخته است. وی درباره علت حضورش در نمایش های کمدی می گوید: معتقدم یک بازیگر باید مسیرش را پیدا کند و تمام سبک های نمایش را تجر به کند. متاسفانه درحال حاضر کارگردان های بسیارکمی در تئاتر هستند که به عنوان یک مولف یا دراماتورژ عمل می کنند و کمترکارگردانی توانایی کشف استعدادهای نهفته یک بازیگر را دارد. پس اگر مسیر یک بازیگرمشخص شد، بهتراست که در تمام ژانرهای نمایشی تجربه کسب کند و بعد مسیرش را پیدا کند. در سال های قبل من به دیدن نمایش های کمدی نمی رفتم و تصورغلط خودم را داشتم. در سال 96 به دعوت یکی از دوستان کاربلدم به بازی در یک نمایش کمدی دعوت شدم. آنجا بود که لایه های نهفته جدیدی دربازیگری را کشف کردم که توانست در کارهای کاملا جدی هم به کمکم بیاد. حالا و در این روزها علاوه بر بازی در نمایش های طنز و کمدی، به دیدن این گونه نمایش ها هم می روم و دراوقات فراغتم فیلم های کمدی می بینم. 
دوست دارم نقش یک انسان معلول ذهنی را بازی کنم
 محمد رضاچاپاریان در نقش های متفاوت و زیادی حضور داشته است. وی در پاسخ به این پرسش که تاکنون در چه نقشی حضور نداشته و دوست دارد چه نقشی به او پیشنهاد شود، گفت: خوشبختانه ازآن جمله بازیگرهایی هستم که در بیشتر مواقع پس ازخواندن متن، نقش را خودم انتخاب می کنم. این محبت کارگردان ها برایم بسیارارزشمند است، زیرا کمک بزرگی برای ایفای بهترنقش هایم به من می کند. من بسیار دوست دارم نقش یک انسان معلول ذهنی را بازی کنم تا بدانم دنیای این عزیزان به چه رنگی است.امیدوارم روزی به من این نقش پیشنهاد شود.
شوخی، شریف‌ترین هدیه به بشر است
این بازیگر پیشکسوت تئاتر درباره ژانر کمدی و طنز اظهار داشت: طنز یکی از گونه های مهم ادبیات نمایشی است.همه ما درگفتارساده گونه هایی از طنز داریم و خنده ازما جدا نیست. فکر می کنم ابن¬سینا هم در کتاب شفا به این موضوع اشاره کرده است که خنده از انسان جدا نیست. جالبه بدانید که ارسطودرمقایسه بازیگران و تماشاگران سبک کمدی و تراژدی، کاربازیگران کمدی را برتراز بازیگران کار تراژدی می داند. این بدان معنی است که خنداندن مردم کاری بسیار دشواری است، زیرا شما باید تصور و تفکری را کناربزنید تا بتوانید او را بخندانید. با شرایط اقتصادی در جامعه ما و تجربه ای که روی صحنه داشتم، باور کنید خنداندن مردم دشوارشده است. این موضوع کار بازیگران کمدی را هم سخت می کند. بازیگران و کارگردان های طنزباید خود را به چالش بکشانند و روی سوژه هایی کار کنند که پتانسیل  آن را داشته باشند که هر تصور و تفکری را کنار بزنند تا بتوانند مخاطبان را بخنداند. یک کمدین باید درگام اول قهرمان نمایش را بدرستی نشان بده. تفاوت تراژدی و کمدی در شیوه برخورد قهرمان قصه با مسائل و مشکلات است. متاسفانه به نظر من این روزها در نمایش ها به درستی به این موضوع پرداخت نمی شود. مهم ترین موضوع در کار کمدی نوع شوخی ها و بذله گویی ها است. شوخی، شریف‌ترین هدیه به بشر است. احترام به شعور و درک مخاطب جز اولین ارکان یک کار کمدی است. من شوخی هایی رو می پسندم که در بستر موقعیت بوجود بیاد و برای بیننده تازگی داشته باشد. ما نباید فراموش کنیم که بیننده دارای درک و شعوراست و باید به این موضوع توجه خاصی شود.
 
درکارگردانی با بازیگرهای جدیدی آشنا می شوم و ازآنها می آموزم
وی درپاسخ به پرسشی که آیا تمایلش به کارگردانی بیشتر است یا بازیگری گفت:  پاسخ به این پرسش دشواراست. هرکدام به شکلی فسفرمغز را می سوزانند. جذابیت کارگردانی برام دراین است که با چند ایده و تفکر طرف هستم. درکارگردانی با بازیگرهای جدیدی آشنا می شوم و ازآنها می آموزم. تحلیل شخصیت های نمایشی را دوست دارم و با دوستانی که کارکرده ام به این موضوع نیزاشاره می کنند که شخصیت های نمایشی را به گونه ای تحلیل می کنم که برایشان ایجاد حس و بازی آسان تر شود. درکارگردانی یاد گرفتم که هر بازیگر فرکانس صدای خودش را دارد و نباید دو بازیگر هم فرکانس کنار هم قرار بگیرند. این برایم چالش برانگیزترین بخش انتخاب بازیگر است. اما در مورد بازیگری، ذهنیتم بازتراست؛ چون به شخصیتی که قراراست کارکنم، فکر می کنم و ذهنم را به ذهن نقش نزدیک می کنم. در کل بازیگری و کارگردانی هر کدام جذابیت های خودشان را دارد . اما اگر بخواهم واقعیتش را بگویم، بازیگری را بیشتر می پسندم؛ چون در متن با شخصیت های جدید آشنا می شوم و به عنوان یک خالق، به آنها تصورو تفکر می دهم که چگونه اندیشه کنند، چگونه راه بروند و درنهایت چگونه زیست کنند.
 
درسینما متاسفانه رفاقت های پشت پرده تصمیم گیری می کنند
محمدرضا چاپاریان درادامه صحبت هایش به پشت پرده سینما اشاره کرد و دراین خصوص بیان کرد: درسینما متاسفانه رفاقت های پشت پرده تصمیم گیری می کنند. نقش ها در محافل و میهمانی ها پیشنهاد می شود و ارقام و عددهای آنچنانی دستمزدها درهمین محافل نهایی می شوند. اگرنام این کارها و این حرکات، مافیا بازی است، پس درسینما مافیا وجود دارد. معتقدم باید گروهی تشکیل شود بنام گروه کستینگ و انتخاب که فهرست همه بازیگرها را داشته باشد و آنها به گونه ای برنامه ریزی کنند که هیچ بازیگری بدون خواسته خودش بیشتر از6 ماه بیکار نباشد.
 
دوست دارم باقی عمرم را در یک خانه درختی زندگی کنم
 
بسیاری از اهالی تئاتر محمد رضاچاپاریان را فردی ماجرا جو و صبور می دانند. این کارگردان همچنین در تئاتربه رفاقت شهرت دارد. خودش در این باره می گوید: ایجاد ارتباط و استحکام دوستی و رفاقت و به عبارتی انسان بودن در روابط برایم از اهمیت بیشتری برخورداراست. همچنین هیجان و کارهای پر خطر را دوست دارم. فکر می کنم آدم دیوانه ای هستم، چون به شدت هیجان را دوست دارم. عاشق سفر و همراه های همیشگی ام یک چادر مسافرتی، مقداری قهوه، چندکتاب و موسیقی هستند. تا امروز بیشتر هیجان هایی را که دوست داشتم، تجربه کرده ام. از سفر با قایق موتوری و کشتی مسافرتی و باری و لنج بگیرید تا ساعت ها شنا کردن دروسط خلیج فارس و یا پریدن با چتر از ارتفاع  و بالن سواری! اما یک آرزوی بزرگ دارم که هنوز نتوانستم آنرا تجربه کنم. همیشه دلم می خواست روی خانه درختی زندگی کنم. نه برای چند ساعت، نه برای چند ماه، بلکه برای چند سال... امیدوارم روزی محل سکونتم، یک خانه درختی باشد.

رئوف پیشدار
استاد دانشگاه
سازمان صدا و سیما تایید کرده است که دو شبکه تلویزیونی  «ایران کالا» و «شما» را از پنجم مرداد ١۴٠١ تعطیل می کند، چون بیننده ندارند.
تعطیل کردن شبکه تلویزیونی بدون فهم علت مخاطب گریزی از شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی ایران، پاک کردن صورت مساله ای است که مدیران این سازمان و بالادستی های آن ها می دانند، ولی حاضر به پذیرش آن نیستند و آن این : رسانه را نمی توان یک بنگاه پروپاگاندای، حزبی و جناحی با دید محدود دید که به همه چیز از یک سوراخ باریک ایدئولوژیک می نگرد.
رسانه، زمانی می تواند در جایگاه خود قرار گیرد که نماینده همه ی سلایق، آمال و آرزوها و انتظارات مخاطبان باشد.وقتی مخاطب احساس کند، تصویری از مطالبات و ارزش‌هایش در صدا و سیما بازتاب پیدا نکرده و نمی‌کند، طبیعی است که ارتباط خود را با رسانه قطع می‌کند.
مدیران صدا و سیما بسیار دیر پیام مخاطبان خود را دریافت کردند و اینک که فرصت ها از دست رفته است، فقط یک راه می ماند و آن پذيرش واقعیت های علمی کار و سپردن کار به متخصصان است.
صدا و سیما نه فقط سال‌هاست مرجعیت خبری خود را به رسانه‌های برون مرزی واگذار کرده است که در بخش سرگرمی و تبلیغات، دو کار کرد دیگر رسانه نیز فرصت سوزی کرده است.
بارزترین صفتی راکه می توان برای امروز صداوسیما قائل شد ، ترسو بودن است. از بالادستی‌ها می‌ترسد که نکند از فلان برنامه خوششان نیاید، از نیروهای خودش می‌ترسد، از سلبریتی ها می‌ترسد، از مردم می‌ترسد، از فضای مجازی، از شبکه‌های خارجی، از وی‌اودی‌ها، از در و دیوار و سایه خودش هم می‌ترسد.
زمانی «رولان بارت» ، نظریه پرداز و فیلسوف فرانسوی از«مرگ مؤلف»سخن گفت. با تأثیر از چارچوب مفهومی او باید از «مرگ صدا و سیما در ایران» گفت. باید خودمان را برای خواندن فاتحه آماده کنیم. قاعده بسیار ساده است: تا وقتی که دردها رنج‌ها پریشانی‌ها و مصیبت‌ها، تا وقتی شادی‌ها و پایکوبی‌ها، تا وقتی اعتراض‌ها و دشنام‌ها،  تا وقتی اضطراب‌ها و عصبانیت‌ها، تا وقتی افکار و جهان‌بینی‌های مردم کوچه و بازار را آنطور که هست نشان ندهید، اطمینان داشته باشید که روز به روز بر این آمار اضافه خواهد شد.
آنچه گفتم به معنای آن نیست که رسانه‌های برون مرزی و یا شبکه‌های اجتماعی و سریال های شبکه خانگی تمام و کمال به نیازهای مخاطبان پاسخ می‌دهند. این مخاطبانِ پریشان حال‌اند که در جستجوی رسانه‌ای هستند که روایت‌گر زندگی واقعی و در جریان آنان باشد و نه آرمانشهر مقامات.
گاف های بسیار صدا و سیما ناشی ازنگاه محدود جناحی به حدی رسیده است که اسباب خنده و تمسخر مخاطبان شده است. از ترجمه وارونه و به نفع گفته ها،  تا انبوه خبرهای فیک، گزارش های یکطرفه و اغراق‌آمیز در کنار سکوت در مقابل واقعیت های جامعه و وارونه نمایی مسائل، شاید به اسم خدمت، حال آنکه این خیانتی روشن و واضح به کشور، انقلاب و نظام است.
 اعتماد  به رسانه، مفهوم جدیدی نیست، اما با ابداع و توسعه اینترنت و شکل‌های جدید رسانه، صرفاً به مفهومی مهم‌تر از پیش بدل شده است.
 مهمترین کارکرد رسانه ها که اعتبار رسانه را به همراه می آورد و افزایش اعتماد مخاطب را موجب می شود، کارکرد خبری آن هاست و اگر رسانه‌ها به عنوان واسطه‌ای صادق بین واقعیت ها ومردم عمل کنند، نزد مخاطب اعتبار کسب می‌کنند و مورد اعتماد خواهند بود. همچنین اگر رسانه ای پیام خودش را در قالب مورد پذیرش جامعه شکل دهد، مخاطب او را خواهد پذیرفت و برایش اعتبار قائل می شود.
  در بحث اعتماد به رسانه رعایت مولفه هایی چون ؛ دوری از تفاسیر یکسویه، پرداختن به رویدادها از زوایای مختلف، تغییر درنوع دروازه بانی، دوری ازاغراق و تناقض‌گویی، پرهیز از انعکاس ابهام آمیز موضوعات، دوری از تحریف و سانسور ضروری است. روشن است؛ هر چقدر مخاطبان از عملکرد رسانه‌ای خشنود باشند، زمان بیشتری را برای توجه به اخبار  هزینه می کنند.
  توجه داریم؛ در عصر حاضر که رسانه ها برای بدست آوردن  مخاطب بیشتر به رقابت با یکدیگر پرداخته اند، مخاطبان امکان انتخاب پیدا کرده اند، مخاطب فعال است، و رسانه ها در این بین برای به دست آوردن مخاطبان بیشتر با هم به رقابت می پردازند.در چنین وضعیتی رسانه های جریان اصلی ضمن بر دوش داشتن وظیفه اطلاع رسانی رسمی، یکی از وظایف شان کسب اعتماد عمومی به نظام است.
صدا و سیما بر این مدار، هرگز نمی تواند و کمااینکه تا الان هم، نتوانسته است در حد و قامت انتظاری که از آن می رود ظاهر شود و انعکاس خواسته های مخاطبان و آمال و انتظارات آنها باشد و این یعنی ادامه ریزش مخاطب که صدا و سیما سال هاست با آن روبروست.
مردم صدا و سیما را بر این روال و روند نمی پسندند و از همین روست که به آن  گاه به کنایه «رسانه میلی» در برابر  «رسانه ملی» پیشانی بندی می دهند که صدا و سیما برای خود انتخاب کرده است.
صدا و سیما یک جریان حداقلی داخلی را با ادبیات رسمی نمایندگی می کند که خطاب از بالا دارد و این پسند مخاطب که امروزه  منابع کثیری در دسترس برای کسب و دریافت اطلاعات و اخبار و حتی سرگرمی دارد، نيست.
صدا و سیما حتی درون همراهان خود نیز مورد انتقاد است که نمی تواند پیشرفت های کشور و مسائل و مشکلات را به خوبی و حرفه ای پوشش دهد. مدیران صدا و سیما و مقامات مشرف بر آن از کمبود بودجه می گویند حال آنکه این سازمان علاوه بر درآمدهای کلان از ناحیه تبلیغات بازرگانی که در عرف تلویزیون های دولتی و حاکمیتی  نیست، بودجه فوق‌العاده سنگینی دارد که کمتر هم حسابرسی شده و هر سال هم بر آن افزوده شده است.
کاهش پی در پی مخاطبان برنامه های صدا و سیما گواه این مهم است که عمر رسانه انحصاری/ تک صدایی  پایان یافته است و باید پذیرفته شود که سلیقه های دیگری نیز امکان ابراز داشته باشند.
اصطلاح پلورالیسم  « چند صدایی» را در دو معنا بکار می‌برند، که یکی معنای گسترده دارد و دیگری محدود است. پلورالیسم در معنای گسترده باور به تعهد به گوناگونی یا چندگانگی است، و در مقام یک اصطلاحی توصیفی، برای اشاره به وجود رقابت حزبی، چندگانگی ارزش‌های اخلاقی، گوناگونی هنجارهای فرهنگی بکار می‌رود، اما در جایگاه اصطلاحی هنجاری مبین آنست که گوناگونی معمولاً مفيد، نشاط انگیز و مطلوب است، زیرا از آزادی فردی دفاع، و بحث و گفت‌وگو و فهم را ترویج می‌کند. پلورالیسم در معنای محدود، نظریه توزیع قدرت سیاسی است، و اعلام می کند که قدرت باید بطور گسترده و عادلانه در جامعه توزيع گردد، و در دست طبقه حاکم جمع نیاید.
 باید بپذیریم تا وقتی صداوسیما به جای ملی بودن و حضور گرایش های مختلف فکری جامعه، به حیات خلوت عده ای خاص که در جامعه اقلیت هستند، تبدیل می‌شود ، خروجی صداوسیما غیر از این نخواهد بود. رسانه ای ملی خواهد بود که مخاطب محور و تریبون تمام سلیقه ها باشد.

 
گزارش و تحقیق : دکتر ونوشه شکری 
حمام های کاراکالا  Terme di Caracalla
حمام ها"terme" به زبان ایتالیایی و"thèrmai" به یونانی  به معنی "چشمه های آب گرم" یک سرویس بهداشتی عمومی و همچنین یکی از اصلی ترین اشکال سرگرمی در رم بود. حمام ها فقط برای استحمام ، ورزش و بهداشت شخصی نبودند بلکه مکان هایی برای دیدار ، قدم زدن و مطالعه بودند. در این گزارش به بررسی حمام های کاراکالا در ایتالیا می پردازیم که یکی از بزرگترین مکان های باستان شناسی در رم است وامروزه به موزه تبدیل شده و برای بازدید عموم باز است. 
همانطور که از نام آن پیداست ، امپراطور کاراکالا ،این حمام ها را در قرن 3 میلادی در قسمت جنوبی شهر بنا کرد. برای رساندن آب به این ساخت و ساز عظیم ، شاخه ویژه ای از قنات آکوآ مارسیا Aqua Marcia ساخت که نام آن را از خانواده امپراطوری گرفت. این پروژه عظیم تنها به لطف فناوری پیشرفته و صدها برده و در طول 5 سال به پایان رسید. نویسنده لاتین ، پولمیوس سیلویسPolemius Silvius ، این حمام ها را یكی از هفت عجایب روم خواند. این نوعی پروژه ریسک پذیر و باشکوه بود که معماری رومی آن را به خوبی انجام داد: سقف هایی با طاق های عظیم و دهانه های بزرگ ، همه در کنار هم ساختمانهای دیدنی و متناسب با نسبت های باورنکردنی ایجاد کرده اند. این ساختارها که تا به امروزه زنده مانده اند ، حتی اگر عنصر اساسی «آب» دیگر در درون آنها جریان نداشته باشد ،هنوز هم خارق العاده هستند. این حمام ها در واقع برای استفاده گسترده مردم در محلات اطراف توسط امپراطوری ساخته شده که تمایل به جلب رضایت مردم داشته است. ورودی در هر ساعت از شبانه روز رایگان و در دسترس بود
این مکان روزانه بیش از 6000 نفرگنجایش داشت. مجتمع معماری حمام های کاراکالا در یک محوطه مستطیل شکل قرار گرفته بود ، که هر طرف آن بیش از 400 متر طول داشته که دسترسی اصلی آن در ضلع شمالی بوده است. حمام ها علیرغم شکل ظاهری خاص خود ، عمدتاً مورد توجه افراد طبقه کارگر بودند چون افراد مرفه معمولاً در خانه های خود حمام خصوصی داشتند.
معابر و سالن های مرکزی بزرگ توسط سقف های طاقدار عظیم پوشانده شده بود. این سالن ها دارای دو ردیف پنجره بزرگ بود که در معرض نور خورشید قرار داشتند. 
استخرها توسط مخازن عظیمی تغذیه می شدند که می توانستند تا 80.000 متر مکعب آب نیز در خود جای دهند. سقف های بالای استخرها با کاشی های شیشه ای رنگی تزئین شده بودند.
 برای گرم کردن آن ، اجاق گازهای زیرزمینی بسیار بزرگی وجود داشتند که هوای گرم را از طریق فضاهای زیر طبقات پخش می کردند. اجاق ها با مقادیر باورنکردنی از چوب تغذیه می شدند و رومی ها متأسفانه به دلیل استفاده بی رویه قطعات عظیمی از اراضی جنگلی معروف بودند.
اتاق های زیر زمینی 
در زیر طبقات حمام ها فضاهای خدماتی وجود داشت که امکان مدیریت حمام ها به دور از چشم مشتریان خود را فراهم می کرد. مجموعه پیچیده ای از اتاق های زیر زمینی که در حال حاضر قابل بازدید نیستند ، یک نمای فوق العاده را ارائه می دهد: اجاقهای عظیم و فضای ذخیره سازی چوب و کوره ها جهت گرم کردن آب برای حمام های گرم و سونا ، و همچنین کارخانه و سیستم تنظیم آب و سایر سازه ها ، در این فضای جالب زیرزمینی با بیش از سه متر ارتفاع نگهداری می شدند. برای جلوگیری از پوسیدگی کف چوبی زیرزمین ، پنجره های سقفی ساخته بودند که باعث ایجاد جریان هوابه داخل می شد. 
در طول سال ها ، حمام های حرارتی بارها و بارها احیا شدند تا اینکه سرانجام در 537 کار خود را برای همیشه متوقف کردند.
موزه جدید
در دسامبر 2012 در زیرزمین حمام های کاراکالا در سایت باستان شناسی در رم موزه جدیدی افتتاح شد. این موزه که توسط وزارت باستان شناسی دولت ایتالیا اداره می شود ، چهل و پنج قطعه بزرگ باستان شناسی را در خود جای داده است ، که قبلاً هرگز به صورت عمومی نمایش داده نشده بودند.
نمایشگاه دائمی این موزه ، که توسط معمار فابیو فرونساری Fabio Fornasari طراحی شده است ، با هدف نشان دادن چگونگی استفاده مردم رم از سالن های گرمایشی در گذشته است ، که این موضوع را با استفاده از عناصر ، مواد و رنگ هایی که به دقت انتخاب شده اند برای برانگیختن نقش و اهمیت آب در حمام های روم باستان بخوبی به نمایش درآورده است.
آثار باستانی در موزه با دقت داخل قاب های فلزی بزرگ قرار گرفته اند تا بازدید کنندگان بتوانند هر قطعه را با جزئیات تماشا و مطالعه کنند ، که البته این آثار در پس زمینه ای چشمگیر از ساختار تزیینی جذاب و پیچیده ای از حمام کاراکالا قرار گرفته اند.
آثار به نمایش در آمده در این موزه ، شامل سرستون های غول پیکر از هرکول ، ونوس و مارس و به صورت فیگوراتیو می باشد که در فریگیداریوم frigidarium  (اتاق سرد) و ناتاسی natatio  (استخر) یافت می شود ، همچنین این مجموعه دارای قطعاتی از حجاری و نقوش برجسته بزرگ است که کاراکالا برای یادبود فعالیت های رزمی خود ، از ستون مارکوس اورلیوس الگوبرداری کرده بود . این نقش برجسته ها ، مبارزات مختلفی را علیه مردم شمالی در حدود سال 200 میلادی به ثبت رساند و صحنه هایی از نبردها و زندگی نظامی را نشان می دهد.
معمار فابیو فروناری ، مسئول طرح و مفهوم نمایشگاه ، درک عمیقی  از تعلق خاطرش را در این پروژه ارائه داد. هنگامی که برای اولین بار از زیر زمین پایین آمد ، ناگهان خود را در یک محیطی وسوسه انگیز و پر از فرصت پیدا کرد .هرچند در نگاه اول مانند هر تونل زیر زمینی قدیمی ، بدون هیچ گونه نشانه ای از پیچیدگی و هوشمندی برای ساخت یک گالری بود. 
کف مرطوب ، آب و خاک که دیوارها را شسته بودند ، این ایده را به وجود آورد تا شکوه و عظمت قبلی حمام ها را احیا کند: تنها عنصر مفقود شده ، خود آب بود. او تصمیم گرفت تا آب خاطره انگیزترین شهر ابدی ، آب فونتانا دی تروی Fontana di Trevi را کشف کند. در این مرحله ، او تأثیر خاص رنگی را که آب قیمتی با آن باید جریان می یابد راپیدا کرد ، رنگی که حتی می تواند با آلودگی ظاهر شود ، اما در سطح عمیق تری می تواند روی ستونها منعکس شود و استحکام آنها را تقویت می کند: این رنگ "گلیکو"بود (آبی سبز ). برای ایجاد جلوه دلخواه ، قسمتهای رنگی با کمی خاك و لایه ای نازك از رزین و... ترکیب کرد تا به سطح آب نمادین ظاهر حرکتی داده شود. سکوهایی که از زیر آن روشن شده و با روکش  جدید پوشانده شده اند ، تا حدی برای روشن کردن ستون های کاذب با سرستون های عظیم مورد استفاده قرار می گیرند. قفسه های این نمایشگاه با نشان دادن قطعاتی از دیوارهای اصلی سالن های بدنسازی حمام، به جای ساخت و ساز صرف ، حس همان مکان تاریخی را در ذهن ایجاد می کند. 
برای راحتی 6000 تا 8000 نفری که هر روز از این مجتمع بازدید می کنند همه چیز فراهم است. وسایل مرمری نیز در سال 1996 از جاهای مختلف بازگردانده شد این قطعات با ارزش از ترس سرقت وبه مدت  16 سال در زیر زمین نگهداری شدند تا  اینکه دوباره بتوانند به مردم عرضه شوند 

فیلمبرداری فیلم سینمایی "چای سرد" به نویسندگی و کارگردانی امیرقاسم راضی در شهر تهران آغاز شد و پویان مکری، سونیا اسماعیلی و مینا نوروزی فرد اولین بازیگرانی بودند که مقابل دوربین رفتند.

 
در مراسم همایش "فرصت کودکی" از پایگاه خبری"آزنیک" و اولین عروسک نمایشی سندرم داون جهان با نام "موچولو" در روز دوم مرداد ماه با حضور هنرمندان و فعالین حوزه مسئولیت های اجتماعی، در هتل المپیک رونمایی شد. همچنین در این مراسم از مرضیه برومند و رضا فیاضی هنرمندان حوزه کودک تقدیر و تشکرنیز به عمل آمد.
این پایگاه خبری به شماره ثبت 91669 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در زمینه اجتماعی، فرهنگی  فعالیت می کند.
 پایگاه خبری "آزنیک" به انتشار اخبار کودکان و نوجوانان می پردازد و نگاه ویژه ای به اخبار مسئولیت های اجتماعی در حوزه کودکان و نوجوانان دارد.
درمراسم رونمایی این پایگاه خبری عنوان شد؛ آزنیک قصد دارد با رسالت ارتقاء سطح آموزش خانواده ها، کودکان و نوجوان کشور و همچنین گسترش و ترویج فرهنگ قضاوت زدایی ازنگاه خانواده ها و کودکان با تلفیق علم نوین روانشناسی و تکنولوژی آموزشی با هنرهای نمایشی درعرصه رسانه های خبری فعالیت کند.
درادامه مراسم رونمایی از پایگاه خبری آزنیک، مدیران این پایگاه خبری اعلام کردند که "آزنیک" برآن است تا اخبارسازمان ها، نهادها و شرکت های فعال درزمینه مسئولیت اجتماعی را برای خانواده ها انتشار دهد .
در پایگاه خبری "آزنیک" بخش های متنوعی در قالب گفتگو با کارشناسان متخصص حوزه روانشناسی و تربیتی کودک، آموزش های متنوع در قالب نمایش، معرفی،تحلیل و نقد انمیشن های روزدنیا، بخش نمایشی عروسکی خاله آزی و موچولو، معرفی کتاب، بخش مستندهای مربوط به کودکان و نوجوانان و اخبار به چشم می خورد.
همچنین درمراسم همایش "فرصت کودکی" از اولین عروسک نمایشی سندرم داون جهان با نام "موچولو" رونمایی گردید.
در روند ساخت این عروسک از نظرات کارشناسی مددکاران کانون سندروم داون ایران و تجربیات ارزنده پوراندخت بنیادی مدیرعامل این کانون و همچنین راهنمایی های مرضیه برومند هنرمند مطرح عرصه نمایش عروسکی استفاده شده است. 
در ادامه این مراسم به پاس زحمات یک عمرتلاش صادقانه درزمینه هنرهای نمایشی کودکان و نوجوانان ازمرضیه برومند و رضا فیاضی تقدیروتشکرشد و به رسم یاد بود لوح تقدیر تقدیم این هنرمندان گردید. 
در همایش " فرصت کودکی " دکتر محمد حاتمی رئیس نظام روانشناسی ومشاوره ایران، دکتر نازنین حبیبی مدیر گروه تخصصی بخش کودک و نوجوان انجمن ازدواج و خانواده ایران، دکتر شیوا دولت آبادی رئیس هیئت مدیره انجمن روانشناسی ایران و رئیس هیئت مدیره انجمن حمایت از حقوق کودکان و پوراندخت بنیادی مدیر عامل کانون سندروم داون ایران برای مهمانان سخنرانی کردند.